بديع الزمان فروزانفر

314

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

اندر آييد اى مسلمانان همه * غير عذب دين عذاب است آن همه مسلمان : درين بيت يعنى مومن و قائل بتوحيد و يا كسى كه حكم الهى را منقاد است استعمال شده و معنى خاص و متداول آن ( پيروان دين اسلام ) مقصود نيست چنان كه « مسلمون » به همين معنى است در آيه‌ى شريفه : وَ وَصَّى بِها إِبْراهِيمُ بَنِيهِ وَ يَعْقُوبُ يا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى لَكُمُ الدِّينَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ . ( البقرة ، آيه‌ى 132 ، نيز آيه‌ى 133 ، 136 ) و ( آل عمران ، آيه‌ى 52 ) . بىموكل بىكشش از عشق دوست * ز آن كه شيرين كردن هر تلخ از اوست موكل : گماشته‌ى ديوان ، مأمور اجراى حكم ديوانى . كشش : اسم مصدر است از كشيدن بمعنى عام و متداول آن نه بمعنى عرفانى و جذب درونى . عشق مشكلات را آسان و تلخيها را بشيرينى بدل مىكند و اين واضح است و شايد مقصود اين باشد كه دوست يعنى خدا مصايب و تلخيها را سهل و شيرين مىسازد و بر اين امر قادر است . تا چنان شد كان عوانان خلق را * منع مىكردند كاتش در ميا عوان : سرهنگ ديوان و مأمور اجراى ديوان قضا و حسبت . و آن به احتمال قوى مخفف اعوان است بمعنى ياران كه اصطلاحا اطلاق مىشده است بر مأمور اجراى حكم ديوان و لفظ « اعوان » بدين معنى در متون عربى به كار مىرفته و پارسيان حرف اول را حذف كرده‌اند بر قياس : شكال ، مخفف اشكال و عرابى مخفف اعرابى و سپس آن را بر عوانان و نيز اعونه جمع بسته‌اند ، براى تفصيل بيشتر ، جع : معارف بهاء ولد ، طبع طهران ، ج 4 ، ص 320 .